آزادیان2
1393/5/1 چهارشنبه عوامل شناختاری معاد ناباوری مطلب زیر یادداشتی است از حجت الاسلام مصطفی آزادیان عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پیرامون عوامل شناختاری معاد ناباوری که در ادامه خواهد آمد.

اشاره: برخورداری از معرفت صحیح عقلانی و تسلیم پذیری در برابر حقیقت از مهمترین عوامل معاد باوری به شمار می آید. معاد باور کسی است که از طریق استدلال صحیح به آموزه معاد معرفت پیدا کند و از صمیم دل آنرا  بپذیرد. این نوع معاد باوری وقتی کامل می شود که در مرحله عمل و سبک زندگی حضوری پر رنگ داشته باشد. اما در طرف مقابل، معاد ناباور کسی است که یا اصلا اعتقادی به معاد ندارد مانند کفار و منافقان، و یا به معاد ایمان دارد، ولی در مرحله عمل به گونه ای رفتار می کند که نشانی از آن ایمان یافت نمی شود. معاد باوری دارای پشتوانه علمی و انگیزشی است. دلائل عقلی و نقلی فراوانی برای اعتقاد به معاد هست که با آنها ایمان به معاد توجیه می گردد. همچنان که نیل به قرب الهی، برخورداری از لذتها و نعمتهای جاودانی در بهشت، نیل به آسایش و آرامش جاودانه و نجات از شقاوت و عذاب همیشگی از پشتوانه های انگیزشی معاد باوری به شمار می آید. انسانها یا به سبب ناآگاهی و وجود شبهات، به انکار معاد می پردازند، و یا به سبب دلائل عملی و انگیزشی. دسته اول می توانند با مطالعه و تحقیق در دلائل معاد به آگاهی برسند و پاسخ شبهات خود را بیابند، و دسته دوم نیز می توانند با ترجیح لذتهای جاودانه اخروی بر لذتهای زودگذر دنیوی به مقابله با انگیزه های پست دنیوی برخیزند.

این نوشتار به عوامل و زمینه‌های شناختاری معاد ناباوری می پردازد:

الف. عوامل شناختاری معاد ناباوری

مراد از عوامل شناختاری، عواملی است که با عقل نظری و معرفت سر و کار دارند و مانع دسترسی انسان به معرفت صحیح می شوند. قرآن کریم چندین عامل را برای انکار معاد ذکر کرده است که برخی از آنها عبارتند از:

1.      حس گرائی و سطحی نگری

اگر چه انسان با عقل خود می تواند به حقایقی بیرون از حس دست یابد، اما انس با طبیعت و تماس سهل و آسان با آن سبب می گردد که در امور نامحسوس نیز از حس بهره گیرد و در پی امور حسی برود.[1] همین نکته موجب شده است برخی در برابر دعوت پیامبران مقاومت کنند، آنها تنها چیزهایی را می پذیرند که با حواس ظاهری قابل درک باشد و از حقایق عقلانی و وحیانی که فراتر از درک حسی اند، غفلت می ورزند. اعتقاد به معاد از آموزه هایی است که با حواس ظاهری قابل دریافت نیست و عقل و وحی به اثبات آن می پردازند. قرآن کریم خطاب به انسانهایی که تنها به امور حسی و ظاهری اکتفا می کنند و خود را از حقایق معنوی و باطنی عالم محروم می سازند، به تعقل و خردگرائی سفارش می کند: یعْلَمُونَ ظاهِرًا مِنَ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ عَنِ اْلآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ‌‍ ، أَ وَ لَمْ یتَفَکرُوا فی أَنْفُسِهِمْ ما خَلَقَ اللّهُ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ وَ ما بَینَهُما إِلاّ بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّی وَ إِنَّ کثیرًا مِنَ النّاسِ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ لَکافِرُونَ؛‌‍[2] آنها فقط ظاهری از زندگی دنیا را می دانند، و از آخرت ( و پایان کار) غافلند. آیا آنان با خود نیندیشیدند که خداوند، آسمانها و زمین و آنچه را میان آن دو است جز بحق ( و در جهت هدف مهمی) و برای زمان معینی نیافریده است؟! ولی بسیاری از مردم ( رستاخیز و ) لقای پروردگارشان را منکرند.

این آیات حس گرایان را توبیخ می کند که چرا تنها به ظاهری از دنیا دل خوش کرده اند و از اندیشه خود بهره نمی گیرند. در حالی که تفکر و تأمل درباره حقیقت دنیا و هدف آفرینش انسان و جهان از ویژگیهای یک انسان اندیشمند به شمار می آید و می تواند او را به امور باطنی و عقلانی رهنمون سازد.

 

2.      تقلید جاهلانه

قرآن کریم می فرماید گروهی در برابر دعوت پیامبران به این بهانه که پیرو آیین پدران خود هستند ایستادگی می کردند: بَلْ قالُوا إِنّا وَجَدْنا آباءَنا عَلی‏ أُمَّةٍ وَ إِنّا عَلی‏ آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ‌‍، وَ کذلِک ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِک فی قَرْیةٍ مِنْ نَذیرٍ إِلاّ قالَ مُتْرَفُوها إِنّا وَجَدْنا آباءَنا عَلی‏ أُمَّةٍ وَ إِنّا عَلی‏ آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ‌‍ ‌‍، قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُکمْ بِأَهْدی‏ مِمّا وَجَدْتُمْ عَلَیهِ آباءَکمْ قالُوا إِنّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ کافِرُونَ‌‍؛[3] بلکه آنها می گویند ما نیاکان خود را بر آیینی یافتیم، و ما نیز به پیروی آنان هدایت یافته ایم. و این گونه در هیچ شهر و دیاری پیش از تو، انذار کننده ای نفرستادیم مگر این که ثروتمندان مست و مغرور آن گفتند: ما پدران خود را بر آیینی یافتیم و به آثار آنان اقتدا می کنیم. (پیامبرشان) گفت: آیا اگر من برای شما آیینی هدایت بخش تر از آنچه پدرانتان را بر آن یافتید آورده باشم ( باز هم انکار می کنید)؟! گفتند: ( آری) ما به آنچه شما به آن فرستاده شده اید کافریم.

قرآن کریم با انتقاد از این نوع شخصیت زدگی و تبعیت نا آگاهانه از افراد، تلاش می کند قدرت عقلی و روح برهان گروی را در انسان زنده گرداند. پیداست که پیروی شخص ناآگاه از فرد آگاه، رجوع غیرمتخصص به متخصص، اطاعت بیمار از پزشک متخصص، به هیچ وجه تقلید مذموم و نکوهیده به حساب نمی آید، بلکه عاملی برای حرکت تکاملی جامعه و از لوازم رشد، هدایت، آموزش و تربیت خواهد بود؛[4] اما اگر تقلید به معنای تبعیت کورکورانه و بدون دلیل باشد، یعنی بصورت تقلید جاهل از جاهل و یا تقلید عالم از جاهل  در آید، نکوهیده خواهد بود؛ زیرا موجب گسترش فساد، انتقال اخلاق زشت و انحرافات فکری و انواع خرافات خواهد شد.[5] همانگونه که در آیات فوق ملاحظه می شود ملاک اصلی مشرکان برای عمل، نه حق و حقانیت، بلکه صرفا پیروی از آیین پدرانشان بود و مشخص است که این روحیه در تهافت و تعارض با عقلانیت و حق جویی انسان  قرار دارد.

امروزه هم ممکن است برخی افراد ناخواسته دچار تقلید و شخصیت زدگی مذموم شده، در دام اشخاص، احزاب، گروه ها و رسانه هایی گرفتار شوند و علی رغم ایمان و عقلانیت خود از آنها تبعیت کنند. باید مواظب باشیم تا فریب حیله های جدید شیطانی نشویم و در تبعیت از هر عقیده، شخص، گروه و جریانی با ملاکهای دینی و عقلی، انتخاب صحیح داشته باشیم. روزی سوار خودروئی شدم، دیدم علامت صلیب روی آیینه داخل اتومبیل قرار دارد. به آقای راننده گفتم می دانی این علامتِ چیست؟ گفت نه. گفتم این علامتِ صلیب است. مسیحیان معتقدند که حضرت عیسی به صلیب رفته و کشته شده است، اما ما مسلمانان این عقیده را باطل و خرافی می دانیم؛ زیرا خداوند بصراحت آن را تکذیب کرده است: وَ قَوْلِهِمْ إِنّا قَتَلْنَا الْمَسیحَ عیسَی ابْنَ مَرْیمَ رَسُولَ اللّهِ وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لکنْ شُبِّهَ لَهُمْ ... وَ ما قَتَلُوهُ یقینًا‌‍ ‌‍؛[6]و گفتارشان که: "ما مسیح عیسی بن مریم، پیامبر خدا را کشتیم"، در حالی که نه او را کشتند، و نه بردار آویختند؛ لکن امر بر آنها مشتبه شد. ... و قطعا او را نکشتند. بنابراین نصب این صلیب مخالفت صریح با آیات قرآن کریم است. وقتی راننده محترم از این مساله آگاه شد، بی درنگ علامت صلیب را شکست و دور انداخت و ضمن تشکر از بنده، گفت نسبت به این مساله آگاهی نداشتم. متاسفانه، برخی از مومنین و به ویژه جوانان عزیز بدون آگاهی کافی، علائم و نشانه هایی را به گردن خود می آویزند و یا لباسهایی با مارکها و عکس های خاص می پوشند که اطلاع دقیقی از ماهیت آن علائم و عکس ها ندارند و نمی دانند که ناخواسته به دشمنان دین و کشورشان خدمت می کنند. نشانه هایی از قبیل شیطان پرستی، عرفانهای کاذب، و غیره که از اساس با عقائد قرآنی ما در تعارض است.

3.      پیروی از گمان

از نظرگاه قرآن کریم منکران معاد هیچ برهانی برای دیدگاه خود ندارند و تنها بر اساس حدس و گمان به انکار معاد می پردازند: وَ قالُوا ما هِی إِلاّ حَیاتُنَا الدُّنْیا نَمُوتُ وَ نَحْیا وَ ما یهْلِکنا إِلاَّ الدَّهْرُ وَ ما لَهُمْ بِذلِک مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلاّ یظُنُّونَ‌‍؛[7]آنها گفتند چیزی جز همین زندگی دنیای ما در کار نیست؛ گروهی از ما می میرند و گروهی جای آنها را می گیرند؛ و جز [ = طبیعت] ما را هلاک نمی کند. آنان به این سخن که می گویند علمی ندارند، بلکه تنها گمانی بی پایه دارند.

انسان خردمند برای اتخاذ باورهای بنیادین خود از روشی درست و خردمندانه استفاده می کند. خردمندان با عقل و اندیشه با مسائل و پرسشهای مهم زندگی مواجه می شوند و تلاش می کنند به کمک تحلیلها واستدلالهای عقلی به آنها پاسخ درخور دهند. در این گونه مسائل نمی توان به شایعات وسخن دیگران استناد کرد و یا از گمان پیروی کرد؛ زیرا گمان انسان را به حقیقت و یقین نمی رساند: وَ ما یتَّبِعُ أَکثَرُهُمْ إِلاّ ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا یغْنی مِنَ الْحَقِّ شَیئًا إِنَّ اللّهَ عَلیمٌ بِما یفْعَلُونَ‌‍؛[8] و بیشتر آنها، جز از گمان ( و پندارهای بی اساس)، پیروی نمی کنند؛ با آنکه گمان، هرگز ( انسان را) از حق بی نیاز نمی سازد ( و به حق نمی رساند). به یقین، خداوند از آنچه انجام می دهند، آگاه است.

مطابق این آیه اکثر مشرکان از گمان پیروی می کنند و نه همه آنها؛ زیرا مشرکان بر دو دسته اند: اکثریت آنها افرادی خرافی، نادان و بی خبرند که تحت تأثیر پندارهای غلط قرارگرفته اند، اما اقلیتی از آنها، رهبران سیاه دل و آگاهی هستند که با علم به سست بودن راه خود تنها برای حفظ منافع خویش، مردم را به سوی شرک و بت پرستی دعوت می کنند.[9]

خداوند برای تشویق انسانها به تفکر درباره معاد و رهایی از موانع معرفتی فوق نمونه هایی را ذکر می کند: داستان اصحاب کهف[10]؛ زنده شدن عُزَیر پیامبر[11]؛ زنده شدن مردگان به دست حضرت عیسی علیه السلام[12] و رویش گیاهان.[13]



[1]  علی شیروانی، اخلاق اسلامی و مبانی نظری آن، قم، دار الفکر، 1382 ش، چاپ سوم، ص 132.

[2]  روم: 7- 8.

[3]  زخرف: 22-24.

[4]  علی شکوهی، عوامل و ریشه های دین گریزی از منظر قرآن و حدیث، قم، موسسه بوستان کتاب ، 1382ش، چاپ اول، ص 261.

[5]  علی شکوهی، همان، ص 262.

[6]  نساء: 157.

[7]  جاثیه: 24.

[8]  یونس: 36.

[9]  آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1379 ش، چاپ بیست و دوم، ج 8، ص 286.

[10]  کهف: 21.

[11]  بقره: 259.

[12]  مائده: 110.

[13]  حج: 5-6.

منبع: اختصاصی ایسکا
 
امتیاز دهی
 
 

بيشتر

پربازدید‌ترین مطالب

مطالب مرتبط

پربازدید‌ترین مطالب

مطالب مرتبط
بيشتر
[Control]
تعداد بازديد اين صفحه: 844
بيشتر

آدرس: قم - میدان شهدا - خیابان معلم  پژوهشگده فلسفه و کلام
تلفن: 371160 - 025  داخلی 1388
ایمیل: phil.theo@isca.ac.ir

بيشتر
بيشتر
بيشتر
دوشنبه 19 اسفند 1398 11:28:00
خانه | بازگشت |
Guest (PortalGuest)

پژوهشکده فلسفه و کلام
مجری سایت : شرکت سیگما